سال های دور از خانه و خاطراتش

هر گاه خداوند تو را به لبه ی پرتگاه هدایت کرد به او اعتماد کن ، زیرا یا تو را از پشت میگیرد یا به تو پرواز را می آموزد.

پست دهم
نویسنده : - ساعت ٢:٠٧ ‎ق.ظ روز پنجشنبه ۳٠ اردیبهشت ۱۳۸٩
 

مشاهده یادداشت خصوصی


 
 
تولد خواهرم
نویسنده : - ساعت ۱:٥٠ ‎ق.ظ روز پنجشنبه ۳٠ اردیبهشت ۱۳۸٩
 

سلام دوستای خوبم. خوبین؟ خوشین؟ همه چی خوبه؟

 

 

روز پنجشنبه 89.2.30 تولد خواهرمهقلبماچ............... چقدر دلم براش تنگ شده............... خیلیاااا.

عزیزم تو اینجا رو نمی خونی اما با تمام وجود تولدت رو تبریک می گم و امیدوارم امسال یکی از بهترین سالهای عمرت باشه و به هرچی که دوست داری برسی...بغل

دلم می خواد همیشه خوشحال ببینمت و صدای مهربونتو با شادی بشنوم.برات بهترین ها و زیباترین ها رو از خدای مهربون می خواام.

ماچماچماچماچماچماچماچماچماچماچماچماچماچماچماچماچماچماچماچماچماچماچماچماچماچماچماچماچماچماچماچماچماچماچماچماچماچماچماچماچماچتولدت 25 سالگیت یه عالمه مبارک خواهر کوچولوی منماچماچماچماچماچماچماچماچماچماچماچماچماچماچماچماچماچماچماچماچماچماچماچماچماچماچماچماچماچماچماچماچماچماچماچماچماچماچماچماچماچماچماچ


 
 
از همه چی و همه جا
نویسنده : - ساعت ۱٠:۱٤ ‎ب.ظ روز شنبه ٢٥ اردیبهشت ۱۳۸٩
 

مشاهده یادداشت خصوصی


 
 
عنوان نداره 2
نویسنده : - ساعت ۱۱:۳۳ ‎ب.ظ روز شنبه ۱۱ اردیبهشت ۱۳۸٩
 

مشاهده یادداشت خصوصی


 
 
عنوان نداره
نویسنده : - ساعت ۱٠:۱۸ ‎ب.ظ روز شنبه ۱۱ اردیبهشت ۱۳۸٩
 

مشاهده یادداشت خصوصی


 
 
تشکرانه
نویسنده : - ساعت ۱٠:٠۸ ‎ب.ظ روز شنبه ۱۱ اردیبهشت ۱۳۸٩
 

سلام. خوبید دوستا؟ خوش می گذره؟

ما هم خوبیم. این چند روز می خواستم بیام و یه چی بنوسیم اما نشد.

ولی الان می خوام از دوست خوبم دختری در مزرعه جون که حسابی یکشنبه هفته پیش بهش زحمت دادم و یه حالی به احوالات لینکام داد و ما هم به روز شدیم و کلی خوش به حالمون شد. تشکر کنم.

خلاصه که دوست جون مرسی از وقتی که گذاشتی.اگه بشه که جبران کنمبغلقلبماچماچماچماچماچماچماچماچماچماچماچماچماچماچماچماچماچماچماچماچماچماچماچماچماچماچ


 
 
یه ذره درد دل
نویسنده : - ساعت ۳:٢۸ ‎ب.ظ روز یکشنبه ٥ اردیبهشت ۱۳۸٩
 

مشاهده یادداشت خصوصی


 
 
003
نویسنده : - ساعت ٢:٥٦ ‎ب.ظ روز یکشنبه ٥ اردیبهشت ۱۳۸٩
 

سلام. خوبین؟ خوشین؟ لبخند

از دیروز شروع می کنم. صبح ساعت 6 از استرس کارایی که باید انجام می دادم بیدار شدم و اول ظرفای تو سینک و شستم و بعد sms زدم به همسرخان که زنگ زد بیدار شدی گفتم آره. گفت نون می گیرم میام.منم تند تند کارام و کردم وسایل صبحانه رو اماده کردم که رسید و تخم مرغ رو سریع پختم و صبحانه خوردیم و من وسایلمو جمع کردم تا به خودم بیام خواب بود. چه خواااااابی.خواب

داشتم می رفتم که گفت بیا یه ذره پیشم بخواب بعد برو. دلم می خواست پیشش باشم و یه ذره دلم سوخت براش اما واقعا دیرم می شد (چون من کلا دقیقه نودم و همیشه باید بدو ام) خلاصه نشستم کنارش گفت یه ذره دستمو ماساژ بده. بی خیاااااال!!!! دیرم می شه.گریه اما از اونجایی که دلم سوخته بودزبان یه ذره ماساژو و بوس و بای.

رفتم اما با حالت دووووو. خلاصه رسیدم سر ساعتی که باید می رسیدم.

ساعت 2 کارم تموم شد و اومدم یه ذره سبزی خوردن و نون بربری خریدم و اومدم خونه. حالا الان هر کی اینجا رو بخونه فکر می کنه ما مصرف نونمون چقدر بالاست. انگار فقط نون خالی می خوریم. شایدم با آب قهقهه

توضیح می دم شبهه نمونه.اون نون صبح برای صبحانه بود و دوتاش بیشتر نموند البته کوچیکنا. و من بربری گرفتم برا شام فردا شب.

خلاصه که اومدم خونه کیسه ها رو همینطوری گذاشتم تو آشپزخونه و دست بهش نزدم و فقط نونا رو گذاشتم فریزر.بعد یه ذره نت گردی و اینا و رفتم سراغ همسرخان که بیدار شو.خسته شدم از تنهایییییگریه. بیدار شد و چایی و میوه و رفتم سراغ تمیز کردن خونه و و همسر خان هم رفت سر کار دوباره. من ماندم و خودم و این نت عزیزم. چند باری با تلفن صحبت کردم و خدا رو شکر شام هم داشتم. و ساعت 11 اینا خوابیدم.خواب

یکشنبه عزیز: صبح که همسری اومد فهمیدم درو باز کرد اما بیدار نشدمخجالترفت کیفش و گذاشت و اومد پیشم و .... خلاصه گفتم صبحانه رو اماده کن و منو بیدار کن. اونم حرف گوش کن ... بعد خانم از خواب ناز بیدار شدن....و صبحانه خوردیم و یه فیلمی دانلود کرده بودم-دو خواهر- اونو داشتیم می دیدیم که دیدم به به آقا خوابن.... منم تا آخرش دیدم و شروع کردم وب گرددددددددی تا الان که خدمتتون هستم.

می خواستم رولت درست کنم یه ذره حوصله ندارم، شایدم درست کردم و عکسشم گذاشتم. ببینم چی می شه. شام هم می خوام کشک بادمجون درست کنم چرب و چیلیییی با سبزی خوردنن. البته فکر نکنیدا که خیلی سبزی خوردنه . نه!!! فقط نعناع و جعفری و ترب. آخه اینجا این چیزا نیست متاسفانه.افسوس

دیگه چی؟؟؟ متفکرهمین.

می خوام اینجا بنویسم که یادم باشه که خدا همین روزا هم حواسش بهمون هست. اما خدایا می دونی همه چیزوووو. دلم می خواد خودت به بهترین شکل درستشون کنی. من خودمو و زندگیمو و همه چیو به تو سپردم.

تا بعدبامن حرف نزن


 
 
002
نویسنده : - ساعت ۱:۱۸ ‎ق.ظ روز یکشنبه ٥ اردیبهشت ۱۳۸٩
 

سلام.لبخند

فکر می کنم الان باید راجع به خودم بیشتر بگم.

خیلی اتفاقی وبلاگای خانوادگی و روزمره رو پیدا کردم، چند ماهی خوندم خیلی زیاد بهش عادت کردم البته بعضی از دوستان بهم گفتن منم یه وبلاگ درست کنم اما قدم اول که ثبت نام باشه رو چند ماهی می شه که انجام دادم ولی به چند دلیل که یکیش تنبلیه نوشتن رو شروع نکردم. اما بالاخره به پیشنهاد دخملی جون شروع کردم.خیلی وقته دیگه از روزانه هام ننوشته بودم اما الان چون هم تنهام و هم اینکه دوست دارم این روزام خاطره بشه می خوام بنویسم.

اینجا از همه چیز می نویسم.از روزمره هام از خوشی هام، از غصه هام و کلا از زندگیم. امیدوارم و دوست دارم دوستای خیلی خوبی پیدا کنم.

من اینجا فعلا مهرگانم و همسرم هم همسرخان تا ببینیم بعدا چی می شه.

من و همسرخان توسط یکی از همکارای من که عموی همسرخان می شن با هم آشنا شدیم و بعد هم باقی ماجراها اتفاق افتاد و در تاریخ 23 مهر 86 عقد کردیم و 24 مرداد 87 هم جشن عروسیمون بود و الان هم اینجائیم کجا؟

من و همسرخان در کشور ابریه آلمان زندگی می کنیم البته من ایران بودم و بعد از ازدواج اومدم اینجافرشته.

نمی دونم دستم هنوز گرم نشده برای نوشتن. دوست دارم بهتر از این بنوسیم.

فعلا برای دفعه اول کافیه. یه عالمه حرف دارم کم کم میام و می نویسم.خمیازه

تا بعدبامن حرف نزن


 
 
001
نویسنده : - ساعت ٩:٤٥ ‎ب.ظ روز پنجشنبه ٢ اردیبهشت ۱۳۸٩
 

سلام. من اومدم.


 
 
به پرشین بلاگ خوش آمدید
نویسنده : پرشین بلاگ - ساعت ٩:٤٤ ‎ب.ظ روز پنجشنبه ٢ اردیبهشت ۱۳۸٩
 
بنام خدا

كاربر گرامي

با سلام و احترام

پيوستن شما را به خانواده بزرگ وبلاگنويسان فارسي خوش آمد ميگوييم.
شما ميتوانيد براي آشنايي بيشتر با خدمات سايت به آدرس هاي زير مراجعه كنيد:

http://help.persianblog.ir براي راهنمايي و آموزش
http://news.persianblog.ir اخبار سايت براي اطلاع از
http://fans.persianblog.ir براي همكاري داوطلبانه در وبلاگستان
http://persianblog.ir/ourteam.aspx اسامي و لينك وبلاگ هاي تيم مديران سايت

در صورت بروز هر گونه مشكل در استفاده از خدمات سايت ميتوانيد با پست الكترونيكي :
support[at]persianblog.ir

و در صورت مشاهده تخلف با آدرس الكترونيكي
abuse[at]persianblog.ir
تماس حاصل فرماييد.

همچنين پيشنهاد ميكنيم با عضويت در جامعه مجازي ماي پرديس از خدمات اين سايت ارزشمند استفاده كنيد:
http://mypardis.com


با تشكر

مدير گروه سايتهاي پرشين بلاگ
مهدي بوترابي

http://ariagostar.com