سال های دور از خانه و خاطراتش

هر گاه خداوند تو را به لبه ی پرتگاه هدایت کرد به او اعتماد کن ، زیرا یا تو را از پشت میگیرد یا به تو پرواز را می آموزد.

پست بیست و دوم
نویسنده : - ساعت ٥:٤٠ ‎ق.ظ روز شنبه ٢٦ تیر ۱۳۸٩
 

مشاهده یادداشت خصوصی


 
 
پست بیست و یکم
نویسنده : - ساعت ۳:٠٠ ‎ب.ظ روز چهارشنبه ۱٦ تیر ۱۳۸٩
 

مشاهده یادداشت خصوصی


 
 
"به آرامی آغاز به مردن می‌کنی"
نویسنده : - ساعت ٧:۱۸ ‎ب.ظ روز دوشنبه ۱٤ تیر ۱۳۸٩
 

به آرامی آغاز به مردن می‌کنی
اگر سفر نکنی،
اگر کتابی نخوانی،
اگر به اصوات زندگی گوش ندهی،
اگر از خودت قدردانی نکنی.

به آرامی آغاز به مردن می‌کنی

زمانی که خودباوری را در خودت بکشی،
وقتی نگذاری دیگران به تو کمک کنند.

به آرامی آغاز به مردن می‌کنی

اگر برده‏ عادات خود شوی،
اگر همیشه از یک راه تکراری بروی،
اگر روزمرّگی را تغییر ندهی،
اگر رنگ‏های متفاوت به تن نکنی،
یا اگر با افراد ناشناس صحبت نکنی.

تو به آرامی آغاز به مردن می‏کنی

اگر از شور و حرارت،
از احساسات سرکش،
و از چیزهایی که چشمانت را به درخشش وامی‌دارند،
و ضربان قلبت را تندتر می‌کنند،
دوری کنی.

تو به آرامی آغاز به مردن می‌کنی
اگر هنگامی که با شغلت‌ یا عشقت شاد نیستی، آن را عوض نکنی،
اگر برای مطمئن در نامطمئن خطر نکنی،
اگر ورای رویاها نروی،
اگر به خودت اجازه ندهی،
که حداقل یک بار در تمام زندگیت
ورای مصلحت‌اندیشی بروی.

امروز زندگی را آغاز کن!
امروز مخاطره کن!
امروز کاری کن!
نگذار که به آرامی بمیری!
شادی را فراموش نکن!

 ترجمه: احمد شاملو


 
 
پست نوزدهم
نویسنده : - ساعت ۱٢:٢۸ ‎ق.ظ روز شنبه ۱٢ تیر ۱۳۸٩
 

مشاهده یادداشت خصوصی


 
 
روز پدر - تولد مامان
نویسنده : - ساعت ۱۱:٠٤ ‎ب.ظ روز شنبه ٥ تیر ۱۳۸٩
 

پدر جان ، نگاه مهربان و صدای دلنشینت همیشه مرحم دل من در این غربت است ،بدان که برای من بهترینی .

بغلماچقلبماچقلبماچقلبروزت مبارک بابا جونمماچقلبماچقلبماچقلببغل

بغلماچبه همسرم، همسفر زندگیم هم این روز تبریک می گم و امیدوارم همیشه سلامت باشی.ماچبغل

------------------------------------------------------------------------------

البته امروز به غیر از تبریک روز پدر یه تبریک تولد هم به مامان گفتیم. دوست ندارم خیلی از جملات کلیشه ای استفاده کنم، بلد هم نیستم. اما واقعا از صمیم قلب آرزو می کنم مامان و بابا سالهای سال با سلامتی و تندرستی سایه شون بالای سرمون باشه و از وجودشون استفاده کنیم و بتونیم طوری باشیم که بهمون افتخار کنن.

هرچند شاید بچه ی خوبی براشون نبودم، اما الان خیلی خیلی بیشتر از قبل قدرشون رو می دونم و برای سلامتی و تندرستی شون دعا می کنم.

دوستتون دارم و بووووووووس تپلماچماچماچماچماچ


 
 
ادامه تصمیم....
نویسنده : - ساعت ٢:٠٩ ‎ب.ظ روز چهارشنبه ٢ تیر ۱۳۸٩
 

مشاهده یادداشت خصوصی