سال های دور از خانه و خاطراتش

هر گاه خداوند تو را به لبه ی پرتگاه هدایت کرد به او اعتماد کن ، زیرا یا تو را از پشت میگیرد یا به تو پرواز را می آموزد.

شب آرزوها
نویسنده : - ساعت ۳:٥٧ ‎ب.ظ روز پنجشنبه ٢٧ خرداد ۱۳۸٩
 

 

سلام دوستای خوبمCheerleaderخوبین؟ خوشین؟ دنیا بر وفق مرادتون هست؟

من هم خوبم و مشغول زندگانی .... نمی دونم چرا هر روز می یام این صفحه رو باز می کنم اما حرفم نمیاد که نمیاد، خیلی چیزا هست که دوست دارم بنویسم که برام به یاد موندنی باشه اما حسش رو ندارم... نمی دونم چرا؟؟

امشب شب آرزوهاست می دونید که؟ چند روز پیش یه دفعه یادم افتاد که امشب یه دعای حسابی بکنم و یه ذره با خدا خلوت کنم تا بلکه ....

وای که دلم انقده چیزا می خواد که حد و اندازه نداره یه وقتایی می گم خدایا بنده ی پرتوقعی داری اما بازم هوامو داشته باشیااااا.

دلم می خواد امشب یه حال خوب پیدا کنم و یه جورایی دلم و خالی کنم و سبک بشم. یه لیست بلند بالا هم دارم که از خدا بخوام با کلی جزئیات.

دوست جونا امشب من و یادتون باشه هاااا