سال های دور از خانه و خاطراتش

هر گاه خداوند تو را به لبه ی پرتگاه هدایت کرد به او اعتماد کن ، زیرا یا تو را از پشت میگیرد یا به تو پرواز را می آموزد.

پست چهل و چهارم
نویسنده : - ساعت ٥:۱٥ ‎ب.ظ روز یکشنبه ۱٩ دی ۱۳۸٩
 

چند روزی بود که می خواستم بیام و بنویسم ولی همش نمیشد، یک دو روز پیش هم که پرشین اصلا باز نمیشد.. ولی دیروز با شوکی که بهم وارد شد کلا هم عصبی شدم و هم همون یه ذره حس نوشتنمم پرید..

این دور بودن از همه کسایی که دوستشون دارم و این خبر بی اندازه دلم رو لرزوند.  و همش نگرانمممم. دیشب تا صبح تمام خواب هایی که دیدم یه اتفاقی توش افتاد.

خدا پدر و مادرهامون و همه ی عزیزامون رو برامون در سلامت حفظ کنه و اونایی هم دیگه پیشمون نیستن ببخشه و بیامرزه و رحمت کنه..

سعی می کنم توی دو سه روز آینده بیام و بنویسم و چند تا عکس هم بزارم..

پس فعلا تا بعد