سال های دور از خانه و خاطراتش

هر گاه خداوند تو را به لبه ی پرتگاه هدایت کرد به او اعتماد کن ، زیرا یا تو را از پشت میگیرد یا به تو پرواز را می آموزد.

تولدم مبارک
نویسنده : - ساعت ۱:٤٥ ‎ق.ظ روز شنبه ٧ اسفند ۱۳۸٩
 

امروز شنبه 7 اسفند تولدمه و بیست و نه ساله میشم. تولدم مبارک.

همیشه فکر می کردم چقدر زمان دارم تا با به دهه سوم زندگی خداحافظی کنم ولی امروز واقعا باورم شد زمان خیلیییی زود می گذره و دارم وارد دهه چهارم میشم. وای خدایا چرا زمان انقدر زود می گذره.

امسال تولدم با همه ی سالها فرق می کنه، اون شور و حال روز تولد رو ندارم و یه لحظه هاییش خیلی حالم گرفته است ولی خوب بالاخره سعی می کنم و باید که شاد و خوشحال باشم. 

یه چیزایی می خوام بگم ولی از همون یه ذره انرژیی هم اون حرفا می گیره..

خواسته هایی که می خوام تا سال آینده همین موقع انجام شده باشه امشب قبل از خواب حتما می نویسم...

خدا رو شاکرم به خاطر سلامتی خودم و خانواده ام که بزرگترین و باارزش ترین نعمتش بوده و اینو ازمون دریغ نکرده هیچوقت، هرچند الان درگیریم برای سردردهای همسرخان ولی بازم شکر.

خدا رو شاکرم به خاطر خانواده ی خیلی خوبی که دارم، همسری که داره سعی می کنه با تمام ناراحتی از امروز برام یه خاطره ی زیبا بسازه.

به خاطر پدر و مادر عزیزی که تا چند روز دیگه بعد از 18 ماه می بینمشون و دلم براشون خیلی تنگه.

برای خواهر و برادری که عاشقانه دوستشون دارم و آرزوم موفقیتشونه.

و آخر اینکه خدایا تو می دونی حرف دلمو، خودت بهم یه هدیه تولد بده.. ازت ممنونم.