یه باززززی دیگه

این بازی رو تو وبلاگ گیتی جون دیدم و برام جالب بود و حالا انجامش می دم. مرسی دوستمقلب

بزرگترین ترس زندگیم:نبودن عزیزترین آدمایی که توی زندگیم هستن (همسرخان. مامان. بابا. خواهر و برادرم). این مسئله خیلی آزارم می ده و هر وقت که یادم می یاد یکیشون نباشه یه استرس عجیب می گیرم و همش از خدا می خوام که همشون رو سالم و تندرست برام نگه داره.

اگر 24ساعت نامرئی میشدم:خیلی مزه می ده که آدم نامرئی بشه فکرش هم منو غلغلک می ده که شیطنت بکنم فقط. و سربه سر مردم بزارمقهقهه. از اون ترسوندنای یهوییی که آدم میپره هواااا

اگر غول چراغ جادو توانایی بر آورده کردن یک آرزوی 5 تا 10 حرفی من رو داشت:ترجیح می دم ازش مسافرتای خاص بخوام. یعنی یه جاهایی که زیبائیش بی نظیره

کارتون مورد علاقه من در کودکی: وتو وتو پرنده ی اعجاب انگیز و سرندی پینی 

در پختن چه غذایی تبحر ندارم: غذاهایی که تا حالا نپختم. یه سری غذاهارو که از سایت های آشپزی می بینم. وقتی تصمیم به درست کردنش می گیرم همراه باهاش استرس هم میاد سراغم...

اگر بخوام با تونل زمان به یک روز از زندگیم سفر کنم چه روزیه: از گذشته دوست دارم به اول دبیرستانم برگردم (البته این دوران می شه نه روز) و روز عروسیم که سعی کنم کمی بیشتر ازش لذت ببرم. از آینده هم دوست دارم اکثر روزام خوب باشن (یعنی نمی دونم چه روزی)

اولین واکنشم در عصبانیت: بالا رفتن تن صدام.

من چه رنگیم: آبی فکر کنم

اگر قرار باشه از ایران برم کدوم کشور رو انتخاب می کنم: خوب من که رفتم... ولی دوست ندارم این رفتن خیلی طولانی بشه.من ایران رو خیلی دوست دارم با همه چیزش. ولی برای مسافرت خیلی جاها رو دوست دارم ببینم.

بهترین اس ام اس در گوشیم: تمام اس ام اسام خوبن،آخه بداشو پاک می کنم و فقط خوبارو نگه می دارم. 

اگر قرار باشه سه نفر رو امشب به مهمونی دعوت کنم:دوست دارم 3 تا از دوستامو دعوت کنم، اما خوب نمی شه چون اونا که اینجا نیستن

یه بیت شعر که خیلی دوست دارم: هرکه شد محرم دل در حرم یار بماند.. انکه اینکار ندانست در انکار بماند

اگر با خبر بشم تنها 24  ساعت دیگه زنده ام :به همه کسایی که دوستشون دارم و ندارم زنگ می زنم و باهاشون صحبت می کنم و خوب گریه هم که دیگه طبیعیه....

اولین دوست وبلاگیم: نویسنده دختری در مزرعه

یه اسم دیگه وبلاگم: همین اسمی که الان داره. سالهای دور از خانه و خاطراتش

خودم رو شبیه چه میوه ای میبینم: پرتقال

سه خصوصیت بدم: وقتی عصبانی می شم خیلی وقتا نمی تونم زبونم رو کنترل کنم البته می دونم که این فقط شامل حال همسره (متاسفانه یه چیزایی می گم که خیلی ناراحت می شه. البته بقیه ایمنند). وقتایی که نمی تونم مشکلات رو توی دلم نگه دارم و بروز ندم (از این خیلی بدم می یاد و البته که دارم روش کار می کنم...). و سومی اینکه خیلی وقتا نمی تونم اون عشقی رو که باید و دوست دارم به مامان و بابام بدم و از دور نمی تونمخجالت

کاش: کاش در مورد هیچ چیزی کاش نگیم و ازش درس بگیریم.

حالا هرکدوم از دوستان که می خوان و دوست دارن این بازی رو ادامه بدن.

/ 7 نظر / 8 بازدید
مسافر

ماجرای قرمه سبزی پست قبل خیلی جالب بود مخصوصا که هنوزم بود میده چمدونه[خنده]

لیلا مامان حنا

سلام دوست همه نوشته هاتو نخوندم اما از ساده نوشتنت خوشم میاد[چشمک]

گیتی

خدائی اون 24 ساعت نامرئی بودن جون می ده واسه شیطنت

دخملی

من او تكيه نامرئي شدندش رو خيلي دوست دارم [نیشخند].

من و هسملي

بازيه جالبيه[بغل] فعلاً كه ما وبلاگ نداريم![اوه]